عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
30
عوارف المعارف ( فارسى )
سبب آن جذب جاه و رفعت و منزلت و حشمت كند از خلق ، اين همه آفات ذكر است . و آنچه سرّ الاسرار اين اذكار است ، آنست كه ذكر روح ، ذكر ذات است . و ذكر سر ، ذكر صفات . و ذكر دل ، كه ذكر آلاء و نعماء است ، ذكر اثر صفاتست ، و ذكر نفس ، متعرض علّتها است ، و تفاوت اسرار اين اذكار ، آنست كه : چون روح ذاكر باشد ، چندان سيلاب انوار از ذات حق تعالى بر جان رونده تاختن آورد كه جملهء موجودات و مخلوقات در آن تيار غرق بيند ، و وجود خود را در اشراق [ آن ] نور متلاشى ، زبان وقتش ، چون بلبل در مشاهدهء گل وصل ، بدين ابيات ترنّم كند شعر : فانى ز خود و به دوست باقى * اين طرفه كه نيستند و هستند اين طايفهاند اهل توحيد * باقى همه خويشتنپرستند و ذكر هيبت در اين مقام كه ذكر صفاتست ، وجود هيبت است ، و رؤيت وجود ، پيش اين طايفة نقصان حال فناست ، و نوعى است از بعد ، و ذكر دل هم ، نوعى است از بعد ، كه به سبب نعمت از منعم باز ماندنست و نظر بر عوض و ثواب داشتن [ به ديدن وجود عمل ، عين علّت و نقصان است ، و نزد اين طايفه اين همه حجاب و سبب دورى ] از حضرت الهيّت ، و اين حجب ، سختتر عذابى است نزديك ايشان ، و زبان شارع - عللم - چنين بيان فرمود : « انّ اشدّ العذاب [ عذاب ] البعد » . يعنى : سختترين عذاب ، عذاب دورى است . و در كلمات سرىّ سقطى - قدس اللّه روحه - آمده است : اللّهمّ مهما عذّبتنى فلا تعذّبنى بذلّ الحجاب . يعنى اگر به همه چيز مرا عذاب كنى شايد ، امّا به ذلّ حجاب مرا مبتلا مگردان ، كه اهل قرب ، و محبوبان مراد اگر به اندك حجابى مبتلا گردند ، چندان فغان و فرياد آغاز كنند ، كه عالميان را بر ايشان رحمت آيد . اللّهمّ اجعلنا من الفائزين بقرب حضرتك و صلّى اللّه على نبيّه محمّد و آله . باب نهم در بيان آنكه نسبت خود به صوفيان كند و نه از ايشان باشد شيخ - رضى اللّه عنه - گفت : اين قومى باشند ، كه وقتى خود را ملامتى خوانند كه ذكر ايشان رفت ، و حالت ايشان ، حالى عالى است ، و اعتصام نمودن به اخبار و سنّت رسول است - صلعم - و باشد كه نام خود قلندر كنند و مست باشند ، و خرق عادت كنند ، و مجالست و مخالطت خلق ، كم كنند ، و ايشان را اعمال بدنى كم باشد . و در نوافل شروع كم كنند . و ايشان را هيچ لذتى و راحتى نباشد از لذّات و راحات دنيا ، با آنكه شرع رخصت داده باشد كه بدان تعيّش كنند ، و دربند ادّخار و جمع مال و لباس و مساكن و املاك نباشند ، و به آن ذوقى كه مىيابند از دل قانع شده باشند ، و بر آن اقتصار كرده ، و در طلب زيادتى سعى نكنند . و ببايد دانست كه : فرق ميان